هرزویل که با آوای رود وبلبلان و شادی درختان نفس می کشد
در آینده ای نه چندان دورمسافرهای زیادی راجهت دیدن مناظرش و زیارت سید پرنوربه طرف خودش می کشاندزلزله داغ سنگینی رابر دل مردمان صبور و سخت کوش هرزویل نشاند.درخت سرو سه هزار ساله پر از قصه های دوران است.احساس می شود که این درخت به سختی نفس می کشد.با توجه به اینکه نیاز به حفاظت دارد اطرف آن را با میله های فلزی پوشانده اند و چندین سرو نیز در کنارش کاشته اند که روزی ریشه های سروهای جدید باریشه های سروسه هزار ساله ادغام خواهد شد.
سه هزاز سال هیچ درختی در کنار این سرو روییده نشده بود و عکسی از دوران قاجار به یادگار مانده که سرو تنها در آن بلندا نظاره گرمناظر سرسبزهرزویل و منجیل است.لذا از مسوولان مربوطه انتظار می رود نسبت به حفاظت و نگهداری مناسب از این سرو اقدامات لازم را پیش از آنکه دیر شود انجام دهند.

بقیه تصاویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 17:25  توسط شهریار
|
این پست پاسخ اینجانب به سوال استاد ارجمندم حاج رضا محمدی که در سایتشان با عنوان "موسیقی سنتی ما به کجا میرود"مطرح شده است میباشد ایشان از هنرمندان وپژوهشگران برجسته کشور است که با احترام تقدیمشان میگردد...
(( سالهاست به خودم می گویم درموسیقی سنتی با حفظ اصالت گام بردارم.))
فرم واجرای موسیقی امروزه مانباید ازفرم واجرای موسیقی نیاکانمان دورباشد. مانباید بگذاریم ضربه ای برپیکره ی موسیقی واردشود وخود نیزنباید با ارائه ی کارهای خام وعجولانه این کاررابکنیم ما باید قالب کار را تا حدواندازه ببندیم از یکسری اضافه نوازی های سلیقه ای پرهیز کنیم واگرحرکتی درموسیقی انجام دادیم آن هم باید براساس سالها تجربه اینگونه کارهاراانجام بدهیم. موسیقی سنتی ،آواها ونواهای محلی ومقامی ما، همه حاصل دسترنج سالها تلاش وتجارب نیاکانمان است که با عدم امکانات صوتی وتصویری آنها به نفع امروزی ها با موسیقی به زندگی شان پایان دادند چون این هنر آسمانی با دل وروح سروکار دارد نباید بگذاریم ((سلیقه ای)) شود ویا به خود فرم های عجیب وغریب بگیرد وبه هرسو برود وسرگشته وآشفته حال شود . این هنر یاد آور خاطره هاو زندگی هاست عمرهایی دراوگذشته است با چشم عشق به آن نگریسته اند ریشه در اقوام وفرهنگ ایرانی دارد گلستانی است که این قدر به دست ما رسیده است باید به رشد وشکوفایی آن بیندیشیم وادامه دهیم ونگذاریم هر سلیقه ای در آن رواج یابد واز دلهای مردم دورش کند مد یران فرهنگ وهنر هرچند لطفشان بی کران است اما باید همه چیز را زیر ذره بین قرار دهند . موسیقی ایرانی در روحیات اقوام ایرانی بسیار موءثر است ما باید زیر نظر اساتید اهل فن این راه را ادامه بدهیم وهمواره با آنها در مشورت باشیم تا روزی وارث بزرگان موسیقی صد سال پیش ایران شویم به شرط آنکه حضوری وغیر حضوری (گوشی) از بزرگان سخن ونغمه بیاموزیم عقل خود را عاشق نغمه ها کنیم بهترین تصنیفها را بسازیم وعاقلانه به راه خود ادامه دهیم تا نغمه هایمان به دل بزرگان موسیقی نیز بنشیندوآنها را قدری در تفکر فرو ببرد وهمواره به خلاقیت ونوازندگی ما واعجاز موسیقی احسنت گویند .
در ترکیب سازها باید دقت عمل بیشتری داشته باشیم درانتخاب ریتم باید ماه ها به روحیات شنوندگان وخواسته درونشان وخود ریتم بیندیشیم وهمواره دراین بی کران علم زیرنظر آنهایی باشیم که دراین راه دود دلشان به قلم ونغمه تبدیل شده است وما چه خوش شرح ها را از صدای سازها می شنویم.
اخلاق ووفاداری تمرین زیاد تجارب کسب کردن از اساتیداز نظر بنده کمترین شرط راه قدم نهادن درموسیقی است.
بنظر بنده کمترین مسئولین موسیقی ودیگر مسئولین این مجموعه در وزرات فرهنگ وارشاداسلامی یک سری اقدامات را انجام دهند گام مثبتی را همچون گام های دیگر برداشته اند ابتدا تمام آثار اساتید موسیقی را وارد بازار موسیقی کنند با شرحی از نغمه ها ،سپس تمام نغمه ها وآوازهای دل هنرمندان سالخورده روستاها وشهرها را به صورت تک نوازی وگروه نوازی ظبط وجمع آوری کنند ووارد بازار موسیقی نمایند ،در سال یک سمینار موسیقی در مرکز برگزار نمایند تمام هنرمندان حتی ((آن پیرمردی ))که برای دل خودش ساز می نوازد ودردورترین نقطه روستاهای کشور است به این سمینار دعوت شود تا نظراتش رابیان کند .اجراها، طرح ها ومقالات وسخنرانی ها در این سمینار جمع آوری شوند وپس از یک ماه تحویل صاحب نظران واساتید موسیقی ایران داده شوند تا آنها نیز در سمینار جداگانه ای با تخصص خودشان نظرها را بیان کنند ومشکلات بروز یافته بر سر راه را با تخصص وهمفکری بردارند وهنرمندان ،خصوصا هنرمندان جوان رادراین امر راهنمایی نمایند.از طرفی وزارت ارشاد تمامی نوازنده ها را با طرحی نو وجدی به همدیگر نزدیک تر کند خیلی بین هنرمندان فاصله افتاده است لیست واسامی آنها را بردارد واز طرف وزارت آنها را گروه بندی وکار از آنها بخواهد .((البته موسیقی سنتی ما نیاز به تنوع درریتم وترکیب بندی سازدارد آنهم باید اساتید کارکشته پس از سالها دقت وبررسی دراین امر اقدام نمایند وآن را به هنرمندان جوان انتغال دهندوبه طور جدی جلوی آنهایی که کارهای کوچه بازاری انجام می دهند را بگیرند.)) کارموسیقی باید باحمایت وپخته وارد بازار شود ووزارت فرهنگ وارشاد اسلامی باید از هنرمندانی که کار جدی می کنند ومظلوم هستند حمایت کند تا عطر دل انگیز موسیقی در داخل شیشه نماند همه بهرمند شوند وکار هنر موسیقی زین پس زیباتر می شود .ودر این بین سخن بسیار است انتشار آثارموسیقی نیز در بازار زیاد صاحب نظران وردیف شناسان موسیقی سخن بگویند بهتر است،تا اینکه بنده شاگرد کمترین نظری بدهم .((وطی تحقیقاتی که من انجام دادم اکثر مخاطبان (جوانان ) بدنبال تصنیفهای شاد،ساخته شده با ترکیب بندی سازهای سنتی ایران هستند. واهمیت زیادی به کارهای موسیقی محلی ومقامی ایران ساخته شده با سازهای سنتی ومحلی می دهند ))
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 21:9  توسط شهریار
|
...ودراین آبادی
مهرهست ،شوق دیداری هست
سادگی ،پاکی هست
صبحدم رقص چمن ،لاله وریحان با باد
همه دلهاآباد
باغ ازنغمه ی بلبل سرشار
دل به غمخواری هم
شاددرشادی هم
نه پریشانی هست
نه زغم بیمی هست
دشتهاآباداست
دستهاآزاداست
پینه بردست همه مردان است
لیک
همه دلشادوخوشند
ودراین آبادی
دشتهاشادابند
دل زلال است چوآب
نوردرآینه ی طاقچه ها می پیچد
خستگی بی معناست
همه مست از عشقند
ودراین آبادی
نیست جای خالی
همه اهل عشقند
نه به عاشق کشتن
نه دگرآزاری
همه اهل عشقند
همه اهل عشقند
شهریارخانمحمدی
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 20:55  توسط شهریار
|
(مرابه سفری دورببر....)
مرابه سفری دور ببر
تا تعبیری عاشقانه ازخیابانها
ومردم غریب داشته باشم
آشنایم کن با مرد مان داغ دیده حلبچه
با کودکان کوروفلج،
بی دست وپای عراقی
با آدمهای سست وآهنین
باگنجشکهای مزارع فلسطینی
باکسی که درساحل عرفان می خواند
درسفرم به یادگاربنویس
مدام صدای گریه می آید
سقف بهارترک خورده بود
بشردرنورمی رقصید_ می خندید
می کشت وبیهوده می دوید
سازهاخاموش بودند
جنگ بودوجنگ
وباغ معلق تاریخ
می خواندومی خواند تاخاوردور
وقتل
یک قصه ی تلخ
که لبخند جهان راپاره کرده بود
آهنگ عشق راسوزانده
چهره ی مرگ راوحشت زده
فانوس افسوس راروشن
سرچشمه ی رویش هارابی معنا کرده بود.
شهریارخان محمدی
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 20:53  توسط شهریار
|
قسمت دوم...
نویسنده :شهریار خانمحمدی
نغمات محلي (فولكلور)
باقدمتي كه درتاريخ پر افتخار تمدن مادارد بسيارزيباودلنشين است تابه امروزبه خوبي ماندگارودل وروح مارا آرامش بخشيده است. چه بسا در گذشته نوازندگاني دلسوز وپر تلاش بوده اند كه نامشان در گمنامي مانده و شايد به نظر بند ه يكي از دلايلش اين باشد كه در نقا ط دوردست ويا در ارتفاعات يا دامنه ي كوهها زند گي مي كرده اند ودر دوران آنها ضبط صوت يا دوربين فيلم برداري وعكاسي در آنجا و آن زمان نبوده كه چيزي رابراي امروز ما به ثبت برسانند واگر هم چنين وسايلي بوده به سختي يافت مي شده ويا كمتر كسي دنبال ثبت وضبط فرهنگ غني خود از جمله آواها ونواها بوده است .چو ن موسيقي بدنبال پژوهشگري است كه عاشقانه به اين كار دل ببند وساعتها وقت خود را دراين زمينه بگذارد و به دنبال نكته هاي نا شنا خته باشد. امروزه درشهروروستا نوازندگاني هستند كه ساليان سال با نغمه هاي دل انگيز سازشان دل وروح مردم را جلايي ازآواي مهر انگيز ساز بخشيد ه اند و همچنان در هر شرا يطي هنر خود را دنبال مي كنند ودر تلاش خلق نغمه هاي زيبا ودلنشين هستند و آواهاي تفكر برانگيزدرشادي وسوزگداز مردم شريك هستند واگر قدري به اين آواها بينديشيم بدرستي در خواهيم يافت اين سردلبري وزيبانوازي استاد است كه با مهارت وتجربه اي چندين ساله درساز نوازي با دل و روح پاكش به مقام وارزش ساز ارج نهاده واورا ماندگار كرده است. هركس به خوبي باسازوآواي سرزمين مادريش آشناست ماهرگاه نغمه هاي آذري را مي شنويم يانغمه هاي كردي به ياد سرزمين آذربايجان شرقي وغربي ومناطق كرد نشين مي افتيم وبه اين نتيجه مي رسيم كه نغمه ها به خوبي معرف كاشانه ي خود هستند وتفكر مخاطب رابه راحتي باسردلبري به آن سرزمين ميكشند تاجايي كه مخاطب هم زمان باشنيدن نغمات خاطراتي را درذهن تداعي مي كند ودلش هواي وطنش مي كند . مو سيقي زلال درزندگاني ماجاي گرفته وبخوبي بادردها وشاديهايمان همنواست. وكمتر كسي يافت مي شود كه در طول عمرش موسيقي گوش نكرده باشد .
سازسرنا درفرهنگ كردكه به آن( ساز)مي گويند درمنزل ساخته مي شود وتابه امروزاصالت خود راحفظ كرده است وجزء صنايع دستي محسوب مي شود. اجزاي آن ازچوب كُنارتشكيل شده است كه اين چوب ازاطراف بنادرمناطق گرمسيري جنوب ايران بعضي مواقع هم از مَنلي (خانقين عراق) تهيه مي شود.
اجزاي سازتشكيل شده است از(ميل آو) به فارسي يعني قسمتي كه درآن مي دمند. ميل آو دو قسمت است ، يك بخش از آهن و بخش ديگرش از ني درست مي شود .
دو شاخه : از دوقسمت نر و ماده تشكيل شده است و زرگرها اخيرا ، سه قسمت ضد ضربه ي فلزي در ساز بكار برده اند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 20:49  توسط شهریار
|